تبليغاتX
مرداب
گوگوش-شعر-موسیقی
 بزن باران
بزن باران بهاران فصل خون است

بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که به چشمان یاران

جهان تاریک و دریا واژه گون است

 

بزن باران که دین را دام کردند

شکار خلق و صید خام کردند

بزن باران خدا بازیچه ای شد

که با آن کسب ننگ و نام کردند

 

بزن باران به نام هرچه خوبیست

به زیر آبها تا پای کوبیست

مزار تشنه جو باران پر از درد

بزن باران که وقت لای روبیست

 

بزن باران که بی صبرند یاران

نماند خاموش گهی آشوب به باران

بزن باران بشور آلودگی را

ز دامان بلند روزگاران

 

 

|+| نوشته شده توسط رضا طباطبائی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387  |
 
گوگوش شاه ماهی هنر ایران دوستت داریم:

|+| نوشته شده توسط رضا طباطبائی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387  |
 
احساس غریبی دارم ، دلم برای تو تنگ است .
بوی عطر تو در فضای ذهنم پیچیده ، کاش می شد
می فهمیدی بی تو چه دردی می کشم ،
این است که می گویم مجنون شدم !
حالا ستاره ای آسمان کدام بی ستاره شده ای ؟
روی قلب چه کسی پا گذاشتی ؟
کاش بودی و امشب خیس باران نگاهم می شدی .
آری ، می دانم مشکل مشکل من است ،
یادم نمی رود اما چکار کنم دلم خیلی برای
تو تنگ است . . .
|+| نوشته شده توسط رضا طباطبائی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387  |
 سلام
سلام دوستان عزیز:

من رضا هستم و قبلا در زمینه وبلاگ زیاد کار کردم ولی تو این وبلاگ یه تجربه جدید رو شروع میکنم.

چون این وبلاگ در مورد شعر- موسیقی وگوگوش عزیزهست. در تجربه های قبلی در یک وبلاگ فقط در مورد یک موضوع فعالیت می کردم. ولی اینجا موضوعات مختلفی هست که باعث پربار شدن وبلاگ میشه.

 

|+| نوشته شده توسط رضا طباطبائی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387
 
 
بالا